به قول یکی حسرتو دادیم پشیمونیشو خریدیم ! - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 7:07
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
تصمیم شازده پسر اندرزگو !! - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 7:07
صب داشتیم حرف می زدیم!.. ساعتهااا..ما واقعا می تونیم ساعتها بشینیم حتی سر مساله انقراض پنگوئن های قطب جنوب با هم بحث کنیم و نظریه پردازی کنیم!! آخر صحبتامون داشت از یه جرقه ی آنی حرف می زد و می گفت ""باید روحت رو عین سرب صیقل بدی تا بشنوی/ببینی/حس کنی...."" و من بعد از اون همه صحبت داشتم نگاهش می کر...
بخوابیم! - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 7:07
نهایتا تا اواسط مهر ماه وقت دارم به کارایی ک تا الان دلم میخواسته انجام بدم و هردفه به یه دلیلی نمیشد، برسم. اینجوریه ک این روزا بیشتر ورزش می کنم، بیشتر می نویسم بیشتر می خونم... همه اون کتابایی ک دوس داشتم بخونم رو.. این کتابه ک الان دارم می خونم خوبه ولی ذهن نویسنده ی کتاب آشفتس.. در واقع از ذهن ...
Not so bad! - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 11:24
اصلا من الان نباید اینجا باشم! از یه طرف فکر کارمم که معلوم نیس چی می شه/ از طرفی نتایج لنتی..../ یارو 30 صفحه دستنویس رو عکس گرفته دو هفته پیش فرستاده ک من بخونمش! به خودش زحمت اسکنم نداده! امروز ک گفتم هنوز نتونستم بخونمشون! میخواست کلمو بکنه! / خرت و پرتایی ک باید برم تحویل بگیرم/ این وسط نمی دون...
اوستا کریم! خودت مراقب همه چی باش! مث همیشه ک هستی البته! - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 11:24
تو این زمونه ای ک آدما برا هم کلاس میذارن و می خوان یه جوری بهتر بودنشونو بهت ثابت کنن! لباسای مارکدار می پوشن و میگن ما شیک پوشیم، عمل زیبایی و گریم می کنن ک ثابت شه زیبان، از این کافه به اون کافه می رن، هر هفته یه جا پلاس می شن و میگن ما مراودات اجتماعیمون بالاس! و...... تو این دوره ای ک تعریف "خو...
دوران جهولیت! - تاریخ: 1396/6/22 ساعت: 11:24
الان ک تو مود نوشتنم این خاطره ی ماشینم بنویسم و برم! [جیغ حضار] :))) یه روزِ ظهری ک از مدرسه برگشتم و یواشکی ماشین پدرمو اوردم بیرون و با همون فرم مدرسه من و ایمان و مسیح و عماد زدیم به جاده! خارج از شهرم رفته بودیم ک مثلا گیر نیوفتیم صدای موزیک بلند بود.. متالیکا یا شایدم زدبازی! اون موقه ها بیشتر...
مرگ اسطوره ها ... - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 5:21
یه مدت پیش، داشتم تنیس تمرین می کردم و به سگ بر نخوره! حسابی سگدو می زدم :)) ک مثلا یه فرقی با معتادای بیرون داشته باشم!!(در این حد ادعایی ندارم :دی) تو فضای باز و زمین به چه بزرگییی! یه گوشه ای من اومدم این موبایلو تکیه دادم ک فیلم بگیرم از تمرینام که بعدش اشکالامو ببینم و از این حرفا! یکم ک گذشت و...
آن رویِ حسود نویسنده ی وبلاگ - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 5:21
احمق! حالا هی تو حیاط لم بده و شباتو با فکرای مزخرفت به صب برسون! خیلی دلم می خواد بدونم چند سال دیگه ک برمیگردی به این شبات فک می کنی، چیزی از جزئیاتش یادت میاد یا فقد آهنگای یزدانی و رستاک و پالته که تو کلّه ت پلی می شه! "اینک مهر تو، نبرد افزاریست تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم..." کلماتِ این ...
آفتاب آمد دلیل آفتاب گر دلیلت باید از وی رخ متاب . - تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 5:21
مثل همیشه ک نوشتن آرومم می کنه می خوام بنویسم.. اونقد ک خالی شم و حس بهتری پیدا کنم.. خب ... 1 .. 2 .. 3 !! دقیقا 9 سال پیش بود، همین روزا که در جواب سوالش گفتم: چون منم می خوام مثل شما رو پای خودم وایسم. یک عدد موی سیبیل کرکی تازه سبز شده مونم کندیم و علی الحساب روی میز گذاشتیم!! تریپ فردین بازی و ...
ما قطعه قطعه شدیم قطعه های تکثیری - تاریخ: 1396/6/1 ساعت: 18:55
سرمو بلند کردم یه کش و قوسی به خودم بدم ک دیدم عههه بیرون تاریک شده!! تازه فهمیدم چند ساعتیه ک میخکوبم رو صفحه لپ تاپ!!شام رو ساعت 4 ردیف کردم و باز اومدم نشستم پشتش! (البته اگه جسارتاً شما به این ساندویچ سفیده تخم مرغای تلاونگ می گید شام :| !!!) وقتی کارای چند روزمو می خوام ناپلئونی انجام بدم اینجو...
سفرنامه ی ناکامل آقامحمدخان! - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:32
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
آن رویِ حسود نویسنده ی وبلاگ - تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 16:32
احمق! حالا هی تو حیاط لم بده و شباتو با فکرای مزخرفت به صب برسون! خیلی دلم می خواد بدونم چند سال دیگه ک برمیگردی به این شبات فک می کنی، چیزی از جزئیاتش یادت میاد یا فقد آهنگای یزدانی و رستاک و پالته که تو کلّه ت پلی می شه!"اینک مهر تو، نبرد افزاریست تا با تقدیر خویش پنجه در پنجه کنم..." کلماتِ این آ
مرگ اسطوره ها ... - تاریخ: 1396/5/12 ساعت: 17:07
یه مدت پیش، داشتم تنیس تمرین می کردم و به سگ بر نخوره! حسابی سگدو می زدم :)) ک مثلا یه فرقی با معتادای بیرون داشته باشم!!(در این حد ادعایی ندارم :دی) تو فضای باز و زمین به چه بزرگییی! یه گوشه ای من اومدم این موبایلو تکیه دادم ک فیلم بگیرم از تمرینام که بعدش اشکالامو ببینم و از این حرفا! یکم ک گذشت و
نداره عنوان! - تاریخ: 1396/4/24 ساعت: 11:40
ماه رمضون تموم شد! عید همگی مبارک.. چه اونایی ک نهایت استفاده رو بردن و چه امثال من ک همچنان دارن گیج می زنن! :)) ههه! فک کنم خودِ خدا هم دیگه به ماها خندش گرفته!! توش مونده چرا آدمای زمینش این شکلی شدن!!+++ خرداد خوب تموم شد به همه کارام رسیدم. بهتر درس خوندم. مهم ترین دلیل خوندنمم این بود ک دغدغ
اینم از این - تاریخ: 1396/3/25 ساعت: 13:50
""من فکر نمی کنم چیزی سخت تر از من در دنیا وجود داشته باشد"" اینو هرجا شد نوشتم رو در، دیوار، اسکرین گوشیم، استاتوس و.... که همش جلو چشمم باشه.. نمیدونم! دیگه حسابش در رفته، شاید اینجا هم نوشته باشمش! بک گراند لپ تاپمم ک هنوز همون جمله هس "THIS IS MY CHOICE" رو دیوار خونه به فرانسوی نوشتمش و گذاشتم
who cares.. - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 8:44
اون ته ته های ذهنم، اونجاییش که به حدی پیچ در پیچه که هیچی از اون قسمتا به بیرون درز پیدا نمی کنه.. اونجایی که اگه یه نفر بیاد و شخمش بزنه احتمالا می تونه اشیاء عتیقه ی قیمتی و زیر خاکیای با ارزشی بکشه بیرون.. دقیقا همونجای ذهنم یه حس هایی داشتم. حس هایی که ناتوانم از بیان کردنشون و هرباری که برای ج
Hitler without mustache!! - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 10:18
- بیرونشونو می بینی اینجوری، ریشه های در هم تنیدشو ببینی کمِ کم آی سی یو رو می خوای + بیرون رو قبول دارم واقعا می کُشه! اما ریشه های در هم تنیده ی توش رو هجی می کنی برام ؟! :)) .................. الان داشتم زیر پتو به حرفای بردیا فک می کردم! از اون پیرمردای دوست داشتنیه ک هروخ باش هم کلام می شی کل
بیا گل ریحون دارم ! دیگه نوروز تو راهه!! - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 10:01
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
زانو بزن کصافطط! - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 10:01
خوبه که می شه به خودت دروغ بگی، خودتو گول بزنی، بخندی، بخندی به ریش هرکی که به ریش خودش نخندید،دیگه نتونی بخندی! بزنی زیر همه چی، بری جلو، بچرخی، بخوری به در و دیوار، دوباره از نو ، وقت داری بلند شی و دروغ بگی به خودت دوباره ... خوبه که تو خودتی و بقیه آدما نیستی . وقتی قضاوتت می کنن خوشحالی ک تو خو
عالی به علاوه حس آرامش - تاریخ: 1396/3/10 ساعت: 10:01
خبب!بیاین بگید ببینم از دخترا کدوماتون در شرف سفید بختی شدین ؟ :))) بنده اذعان می کنم مشکل همه دخدرا و همه ی مشکل دخدرا بی شووَریه :دی آمار بخت باز شده ها تاکنون : 3 نفر :))) دور از شوخی با وجود سختیای زیادی ک سفر داشت و تقریبا از مسوولین کاروان شده بودم دیگ! :| و غذا نخوردنها و ... یه چیزی بگم

برچسب‌های مرتبط

فیلم حمله میمونها به شهر | دانلود فیلم حمله میمونها به شهر | بهترین میمون ها | something coming up my throat | something coming up | something coming up throat | something coming up meaning | something coming up lyrics | something's comin up barry manilow | something coming up the plumbing