اینجوریه ک این روزا بیشتر ورزش می کنم، بیشتر می نویسم بیشتر می خونم... همه اون کتابایی ک دوس داشتم بخونم رو.. این کتابه ک الان دارم می خونم خوبه ولی ذهن نویسنده ی کتاب آشفتس.. در واقع از ذهن منم پاشیده تره..فک کن!! دیگه نمیخونمش اصن [وی کتاب را پرت می کند!] سریال مستر روبات 2 رو هم شبا می بینم! ذهن الیوت از ذهن نویسنده ی اون کتابه هم پاشیده تره ولی خوبه. دوسش دارم.. حداقل باعث می شه زود خوابم ببره!
راستی حدود دو سه هفته پیش بود متوجه چن تا خراش کف دست راستم شدم! که خوبم نمی شدن!! و مجبور بودم بخاطرشون تو بیمارستان یا دستکش بپوشم یا چسب و....! یه وضع اصفی داشتم! فک میکردم بخاطر راکت تنیس باشه تااااا اینکه چند روز پیش یکی از همکارا داشت همینو میگفت! نگا کردم دیدم دقیقا الگوی خراشهاش مثل همونیه ک رو دست منه! دقیقا :)))
بماند ک اون روز چقد الگوی خراشها رو شرح دادیم و شرلوک هولمز بازی در اوردیم ک مثلا ما دو نفر چه وجه اشتراکاتی می تونیم با هم داشته باشیم و اینا :)))
امروز اول شیفت ک داشت دستاشو میشست یهو گفتم یه بار دیگه شیر آبو ببند!! باز کرد دوباره بست! آخرش دوباره همون کارو تکرار کرد! ینی کف دستشو گذاشت رو شیر و یه دور زد ک محکم شه مثلا!! :)))
نمی دونید چه لحظه باشکوهی بود ک بلاخره فهمیدیم علت خراشا چیه!! قیافش خنده دار شده بود :)) من ک شرو کردم خندیدن اونم به خنده ها من خندید! :))))
ینی از خنده خم شده بودیمااا :)))) یه جا من وسط خنده نفس گرفتم فقد تونستم بگم ویدااا تروخدا محرمه!! انگار جوک گفتم باعث شد بیشتر شه خنده هامون !! هدنرسم رد شده میگه شماها چی زدین اول صبی :))))
+ خلاصه ک اوضاع شیر تو شیری بود و مایی ک همچنان از سرخوشانیم!!
+ یه جوری نوشتم ویدا! فک نکنید یه دختر 14-15 سالس! کمه کم 10-15 سال ازم بزرگتره :دی خودشم طفلک شاکیه! بعضی اوقات میگه آخه بیییب! حداقل جلو بیمارا اینجوری صدام نکن!! :))))
+ با جنبس ها! فقد چیزه :| خیلی خسته شه س.گ می شه :| پاچه می گیره همش :|
+همچنین از خداوند منان تقاضا داریم این همکارمون یه وخ هوس نکنه اسمشو تو گوگل سرچ کنه ک اتفاقی بیاد وبلاگم و این نوشته رو بخونه که....!
+ چند شبی ـه از خونه همسایه کناریم یه صداهای عجیب غریبی میاد! دقیقا ساعت از 12 میگذره صدا شرو می شه ! حالا عب نداره ک صداش نمیذاره بخوابم و داغونم کرده! بیشتر کنجکاوم پاشم برم دم خونش فقد ازش بپرسم دقیقا دارید چیکار می کنید؟ :| صدای چیه؟ می تونم ببینمش اون وسیله رو :||
+ جمعه کسی نباشه ک باهام بیاد کوه خودم تنها می رم..
برچسب: بخوابیم,
نویسنده: سپیده حسینیپور