روزانه های آقای پرستار

متن مرتبط با «شدیم» در سایت روزانه های آقای پرستار نوشته شده است

ما قطعه قطعه شدیم قطعه های تکثیری

  • نیلوبلاگ

    سرمو بلند کردم یه کش و قوسی به خودم بدم ک دیدم عههه بیرون تاریک شده!! تازه فهمیدم چند ساعتیه ک میخکوبم رو صفحه لپ تاپ!!شام رو ساعت 4 ردیف کردم و باز اومدم نشستم پشتش! (البته اگه جسارتاً شما به این ساندویچ سفیده تخم مرغای تلاونگ می گید شام :| !!!) وقتی کارای چند روزمو می خوام ناپلئونی انجام بدم اینجوری می شه!.. بهتر! سرم ک به کار گرم باشه خیلی چیزا فراموش می شه و در نتیجه ساعتا برام بهتر می گذره ... ولی امان از بعدش ک کارا رو انجام می دی و تو حتی یه اپسیلونم خوابت نمیاد..... ساعت دقیقا 5ـه این روزا تو خونه تنها که باشم اوضام همینه ... به قول قدیمیا: قربون برم خدا رو یک بوم و دو هوا!!راستش اگه ...

    ادامه مطلب